تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
472
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
كنيم . در جلو عنوان بعضى از مأموران عالىرتبهء دولتى كه در سرتاسر مملكت تأثير و نفوذ داشتند ، بر خلاف بعضى از مأموران دولتى با همان عنوان ، نام مملكت ايران وجود داشت ، مانند عنوان فرمانده كلّ سپاه كه ايران سپهپت ( ايران سپهبذ ) بود ( كارنامك ص 61 ) . در مقابل آن فرماندهان يا سپهبدان نواحى مملكت بودند ( رجوع شود به فصول مربوط به كواذ و خسرو اول و خسرو دوم از همين كتاب ) . در موزهء بريتانيا نگين زيبائى هست كه توماس تصوير آن را در كتاب « نخستين كتيبههاى ساسانيان » ( ص 117 ) چاپ كرده است و من از مرحمت آقاى رايت نقش گچى آن را اكنون در برابر خود دارم . بر روى اين نگين كلمات ذيل نقش شده است : و « 1 » - هودين شهپوهر ايران انبركپت ( شاهپور بهدين ايران انباركپت ) يعنى : « مدير انبار ايران » ؛ اين مرد با تصوير شاه مهر كرده است ؛ اين تصوير شاه نظير آرم مملكتى در مهرهاى رسمى ماست . ترجمهء نيمهاى از چنين عنوانى را در ارمنى به صورت Dparapet Ariats ( پاتكانيان در مواضع مذكور در فوق ص 115 ) مىبينيم . فارسى آن ايران دبيرپت ( ايران دبيربذ ) يعنى سردبير « 2 » يا رئيس منشيان ايران مىشود . مناصب دولتى ديگر را كه وجود كلمهء ايران در جلو آن ضرورى نبوده است در مطالب گذشته ضمن كلمات بزرگ فرمذار « 3 » ( نخست وزير ) و ارتشتاران
--> ( 1 ) - انتظار مىرفت به جاى وهودين وهدين باشد . حفظ لام الفعل « واو » در همچو كلمهء رسمى عجيب نيست چنان كه پرچ به حق مرا متوجه آن كرد ( مقايسه شود يا ببمنزادگ در فصل هشتم ، زيرنويس شمارهء 2 صفحهء 313 كه بب - وو - وهو است ) . اينكه اين تصوير فقط يك شاه را با علائم و نشانهها مىتواند نشان دهد از توضيحاتى كه پرچ به من داد مسلّم شد . ( 2 ) - همان دپيران مهشت مذكور در كارنامك است . ( 3 ) - وزراى ديگر ظاهرا وزيرپت - گزيرپت خوانده مىشدند ( تلمود ، تعانيث ورق 20 ؛ شبه . ورق 39 ؛ سنه . ورق 98 ) . من در فصل سوم ، در زيرنويس شمارهء 2 صفحهء 84 متذكر شدهام كه كلماتى كه از حيث شكل شبيه وزير هستند ( وچير در فارسى گزير ) همه معنى انتزاعى داشتهاند . اين كلمات در تركيب با پت به معنى متصدى و دارنده است . بنابراين بايد بگوئيم كه عربها كلمهء پت را از آخر انداختهاند .